نوشته شده توسط : fahimeharati

در هر کشوری بسیاری از لطیفه ها به رابطه بین مادر شوهر یا مادر زنمی پردازند. این لطیفه ها بیان می کند که مادر شوهر یا مادر زن به دنبال خراب کردن زندگی عروس و داماد خود است و اجازه خوشبختی را به زوجین نمی دهد. اما آیا واقعا اینگونه است؟

متاسفانه بله، آمار نشان داده است که یک سوم زن و شوهر ها در حالی به ازدواج خود پایان می دهند که مادر شوهر یا مادر زن خود را مقصر می دانند.

پیشنهاد مشاور: چگونه وابستگی همسر به خانواده اش را کم کنیم؟

البته نمی توان این امر را یک قانون دانست و بیان کرد که تمام مادر شوهر ها یا مادر زن ها بد هستند و قصد دخالت و تخریب رابطه فرزندان خود را دارند، بسیاری از مادرها بدون این که اطلاع داشته باشند این کار را انجام می دهند.

مادر زن ها و شوهر ها می توانند بسیار مهربان باشند ولی در انتها آن ها مسئول کاستی ها و مشکلات روحی روانی پسران یا دخترهایشان شناخته می شوند.

البته تحقیقات نشان می دهند که مادر شوهرها نقش فعال تری در دخالت بین زوجین دارند و خطرناک تر هستند، اغلب مواقع دامادها رابطه خوبی با مادر زن خود دارند ولی عروس ها نمی توانند با مادر همسر خود کنار بیایند.

رابطه با مادر زن یا مادر شوهر+ آزمون

آزمون صبر و تحمل در برابر مادر شوهر

آیا  شما و همسرتان اغلب بر سر مادر یا خواهر همسرتان دعوا می کنید؟ پرسش های این آزمون به شما کمک می کند تا متوجه شوید که آیا مادرزن یا مادر شوهرتان در رابطه و ازدواج شما مشکلاتی ایجاد کرده است یا خیر؟

جملات زیر را با دقت بخوانید و صادقانه به هر سوال پاسخ دهید سعی کنید برای هر مورد مثال یا خاطره ای را ذکر کنید تا از روی احساسات تصمیم نگیرید.

با هرکدام از جملات زیر که موافق هستید آن را علامت بزنید.

  • مادر زن/ مادر شوهر من همسرم را بسیار لوس کرده است، قبل از ازدواج ما، مادرش تمام کارهای آشپزخانه، شست و شو، مرتب کردن و غیره را برایش انجام می داد و حتی لباس های او را اتو می کرد. حال همسرم انتظار دارد که من مانند مادرش با او رفتار کنم و تمام کارهایش را انجام دهم.
  • مادر شوهر/ مادر زن من در زندگی ما دخالت می کند و در کوچک ترین برخورد، مشاجره و درگیری طرف دختر/ پسرش را می گیرد.
  • هربار که در تعطیلات به مسافرت می رویم بسیار خوشحال می شوم زیرا می توانم چند روز از مادر شوهر/ مادر زن خود دور شوم و می توانم خوش بگذرانم.
  • هنگامی که مسافرت می رویم همسرم از والدینش دور می شود و بهتر با من رفتار می کند و بیش تر خوش می گذرانیم.
  • همواره همسرم را سرزنش می کنم که چرا رابطه ای تا این حد نزدیک با والد خود دارد که مادرش در تمام کارها دخالت کند.
  • هر سال پس از دید و بازدید عید راحت می شوم زیرا تا مدتی از دست مادر شوهر/ مادر زن خود راحت می شوم.
  • مادر شوهر/ مادر زن به حرف های من در مورد تربیت فرزند اهمیت نمی دهد.
  • مادر شوهر/ مادر زن متوجه نمی شود که من و همسرم گاهی نیاز داریم تنها باشیم و اگر کم تر به او سر بزنیم ناراحت و عصبی می شود و می گوید که او را فراموش کرده ایم.
  • اغلب اوقات در حضور مادر شوهر/ مادر زن مضطرب می شوم زیرا احساس می کنم آن ها مرا زیر نظر گرفته اند.
  • مادر شوهرم همیشه اصرار دارد که جمعه ها به خانه آن ها برویم، همیشه غذای مورد علاقه همسرم را درست می کند و می گوید طفلی پسرم مدت هاست غذای خوبی نخورده، نگاه کن چقدر لاغر شده است!
  • مادر شوهرم مرتب به ما زنگ می زند و از همسرم می خواهد که به خانه اش برود، خرید خانه آن را انجام دهد، دیوارها را رنگ بزند، وسایل را جا به جا کند و غیره.
  • مادر شوهر/ مادر زن مدام کارهای مختلفی به ما می دهد و بسیار پرتوقع است، اگر آن ها را انجام ندهیم ناراحت می شود و گریه می کند.
  • مادر شوهرم مدام از من انتقاد می کند و می گوید که کارها را بهتر از من انجام می دهد (کارهایی مثل آشپزی، خیاطی، فرزند پروری، کارهای خانه و غیره)
  •  به نظرم مادر شوهر/ مادر زن انتظار دارد همسرم بیش تر از من به او توجه کند و احساس می کند من هوو او هستم.
  • مادر شوهر/ مادر زنم بسیار فضول است و دوست دارد تمام مشکلات و رازهای خصوصی بین ما را بداند و وقتی به او نمی گوییم می گوید که یعنی من غریبه هستم؟
  • مادر شوهر/ مادر زنم توانایی های مرا باور ندارد و اغلب بدون این که از او نظر بخواهم در مورد همه چیز نظر می دهد و مرا نصیحت می کند.
  • مادر شوهرم انتظار دارد که شوهرم تمام حرف های او را گوش دهد و مانند کودکی از او فرمان ببرد و اگر شوهرم به حرف های او گوش ندهد ناراحت و عصبی می شود.
  • مادر شوهر/ مادر زن من دوست دارد از تمام جزئیات روابط ما باخبر باشد و اگر به او اطلاع ندهم نگران می شود.
  • مادر شوهر/ مادر زن من مدام سرزده به خانه ما می آید و وقتی به او می گویم اطلاع دهد می گوید من عضوی از خانواده شما هستم و نیازی به خبر دادن نیست.
  • تا به حال چندین بار بخاطر دخالت های خانواده همسرم به جدایی و طلاق فکر کرده ام.

منبع :  رابطه با مادر زن یا مادر شوهر+ تست



:: بازدید از این مطلب : 79
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 31 فروردین 1400 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : fahimeharati

دنیای گفتاری-کلامی بسیار پیچیده تر از چیزی است که تصور می کنید، همان طور که در مقالات دیگر بیان شد تفاوت های زیستی و فیزیکی زیادی میان زنان و مردان وجود دارد و همین امر باعث اختلاف های زیادی میان زوجین می شود. در این مقاله راه های مناسبی برای کاهش این درگیری ها بیان شده است، مطالعه این قواعد می تواند برای رابطه هر زوجی ضروری باشد بنابراین این مقاله را از دست ندهید.

پیشنهاد مشاور: 8 نکته مهم برای ارتباط موثر با همسر

آیا تاکنون فکر کرده اید که چرا زن ها نمی توانند مقصود خود را به طور مشخص بیان کنند؟ چرا مردها اغلب اوقات ساکت هستند؟ چرا مردها بی آنکه از آن ها بخواهیم راه حل پیشنهاد می کنند؟

5 تفاوت در ارتباط های بین زنان و مردان

ابتدا به تفاوت های بین ارتباط کلامی بین زنان و مردان می پردازیم:

  1. زن ها بیش تر سوال می پرسند.
  2. زنان ترجیح می دهند بر جزئیات تمرکز کنند درحالی که مردان بیش تر تمایل به کلیات دارند.
  3. زنان به طور کلی تمایل بیش تری به صحبت دارند.
  4. مردان به تاثیر حرف های خود بر روی زنان آگاهی ندارند.
  5. زنان تمایل دارند که بیش تر در مورد موضوعات غلو کنند.
  6. مردان هنگام صحبت رویکردی رقابتی دارند.
  7. زنان دوست دارند که بیش تر به آن ها گوش داده بشود و دنبال راه حل نیستند.
  8. ممکناست زنان صحبت های خود را با کنایه یا غر زدن بیان کنند ولی مردان به هیچ عنوان این کار را دوست ندارند.
  9. مردان بیش تر از زنان در میان حرف های دیگران می پرند.

پیشنهاد مشاور: تفاوت عجیب میان زنان و مردان

قواعدی برای خانم ها در ارتباط با آقایان

مواردی که در ادامه بیان می شود قواعد و راه هایی است که به وسیله آن زنان راحت تر می توانند با همسر خود ارتباط برقرار کنند:

  • مسائل و مشکلات را بزرگ و پیچیده جلوه ندهید و سعی کنید همه چیز را به شکل ساده بیان کنید.
  • هرگز همزمان در مورد دو سه یا موضوع به طور همزمان صحبت نکنید و سعی کنید هر بار در مورد یک موضوع صحبت کنید.
  • از جمله های کوتاه و واضح استفاده کنید، جملات طولانی می تواند حوصله سر بر شود.
  • بی پرده و دقیق صحبت کرده و خواسته های خود را به طور دقیق بیان کنید، از کنایه استفاده نکنید.
  • هرگز هنگامی که مردان در حال صحبت کردن هستند، حرف آن ها را قطع نکنید.
  • قبل از صحبت به مردان بگویید که می خواهید در مورد چه موضوعی صحبت کنید، اگر می خواهید در مورد مشکلی صحبت کنید حتما از قبل به او اطلاع دهید.
  • هرگز برای تنبیه همسر خود سکوت نکنید، در حقیقت سکوت را وسیله ای برای انتقام قرار ندهید زیرا مردان عاشق سکوت هستند و ممکن است سکوت را به عنوان پاداش تلقی کنند.

پیشنهاد مشاور:تست رضایت زناشویی + پاسخ و پیشنهادات مشاور

مهارت ارتباطی با همسر + تست ارتباط

قواعدی برای مردان در ارتباط با خانم ها

مواردی که در ادامه بیان می شود قواعد و راه هایی است که به وسیله آن مردان راحت تر می توانند با همسر خود ارتباط برقرار کنند:

  • هنگام گوش کردن و شنونده بودن فقط گوش کنید، صحبت او را قطع نکنید. اگر می خواهید به او نشان دهید که حرف او را فهمیده اید می توانید با حالت چهره یا اصواتی مختصر نشان دهید که متوجه صحبت های او هستید.
  • از نصیحت و پیشنهاد خودداری کنید و اجازه دهید خودش از شما کمک بخواهد.
  • خواسته ها و نیازهای خود را غیر مستقیم بیان کنید و همیشه در ابتدای جملات خود از  واژه یا جملات، لطفا و خواهش می کنم استفاده کنید.
  • حتما به صحبت های همسرتان علاقه نشان دهید، البته این علاقه نباید غیر عادی باشد زیرا باعث می شود که احساس کند او را مسخره می کنید.
  • هرگز او را متهم نکنید که زیاد به موضوعات شاخ و برگ می دهد.
  • در حضور دیگران صحبت های او را تصحیح نکنید و اشتباهاتش را به او یادآور نشوید.
  • سعی کنید هنگام صحبت با زن ها بیش ترین جزئیات را در صحبت بگنجانید.

پیشنهاد مشاور: گفتگوی مشترک بین زوجین چیست؟

آزمون ارتباط

آیا دوست دارید مهارت خود در صحبت با همسرتان را بسنجید؟ آیا زیاد با یکدیگر صحبت می کنید یا تنها در مواقع نیاز هم صحبت می شوید؟ 

آزمون زیر به شما کمک می کند تا پاسخ به این سوالات را دریابید، پاسخ این آزمون نگرش جالبی را در اختیار شما قرار می دهد. به پرسش نامه خود شخص، خودتان و به پرسش نامه بعدی همسرتان پاسخ دهد. به هیچ عنوان در پاسخ دادن به سوالات با یکدیگر مشورت نکنید تا نتیجه درستی را کسب کنید.

پرسش نامه خود شخص

  1. صحبت در مورد کدام مسئله و موضوع از صحبت کردن درباره دیگر مسائل مهم تر است؟ (3 مورد نام ببرید)
  2. امروز درباره چه مسائلی با همسرتان صحبت کردید؟ (موضوعاتی که در بیش تر روزها در مورد آن ها صحبت می کنید.)
  3. اگر حق داشتید 3 آرزو بکنید، این سه آرزو چه بودند؟
  4. آیا می توانید با همسرتان خوب و مسالمت آمیز صحبت کنید؟
  5. آیا احساس می کنید که همسرتان در هنگام مشکلات به خوبی شما را درک کرده و صحبت های شما را می فهمد؟
  6. اگر همسرتان با مسائل و مشکلاتی روبرو شود، شما چه رفتاری خواهید داشت؟
  7. اگر با مشکلی روبرو شوید چه توقع و انتظاری از همسر خود دارید؟
  8. آیا فکر می کنید شنونده خوبی هستید؟
  9. اگر از همسرتان در مورد مهارت شنوندگی خود از همسرتان بپرسید چه خواهد گفت؟
  10. آیا همیشه و در همه حال به خواسته ها، آرزوها، نگرانی ها و ترس های همسرتان گوش می دهید یا به بیان دیگر گوش شنوایی برای نگرانی های او هستید؟
  11. آیا می توانید در حضور همسرتان بدون این که بترسید یا نگران شوید ساکت بمانید یا سکوت در حضور او برای شما نگران کننده است.
  12. آیا در هنگام صحبت با همسرتان نگرانی ها و دلخوری های گذشته را یادآور می شوید؟
  13. اگر پاسخ شما به سوال قبلی مثبت بود دلیل کار خود را بنویسید.
  14. آیا باید مشکلات خود را قبل از خواب حل کنید و در غیر این صورت نمی توانید بخوابید؟
  15. آیا احساس می کنید که نیاز همسرتان به ارتباط کلامی مانند شما است؟
  16. صبح ها که از خواب بیدار می شوید خوش اخلاق هستید یا بداخلاق و ترجیح می دهید با کسی صحبت نکنید.
  17. و در آخر آیا از رابطه کلامی میان خود و همسرتان راضی هستید؟

منبع :  مهارت ارتباطی با همسر + تست ارتباط



:: بازدید از این مطلب : 62
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 31 فروردین 1400 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : fahimeharati

آیا در مورد روش های درمان ترس از تاریکی کودکان اطلاعاتی دارید؟ ترس از تاریکی در کودکان یکی از رایج ترین انواع فوبیا در میان کودکان می باشد که به میزان کم در دوره ای از رشد به وجود می آید و گذرا است. البته گاهی اوقات این ترس بیش از حد شده است و دردسر های بسیاری برای خانواده ایجاد می کند.

در واقع این ترس باعث می شود تا اختلالات اضطرابی و استرس در کودکان به وجود آید و موجب ابتلای کودکان به فوبیای دیگری می شود، والدین باید روش هایی که به درمان به این ترس کمک می کند را یاد بگیرند تا به کودکشان کمک کنند با این مسئله به راحتی کنار بیاید. خانواده ها به هیچ عنوان نباید این موضوع را بی اهمیت و پیش پا افتاده تلقی کنند.

برای این که در این زمینه اطلاعاتی کسب کنید به مطالعه مقاله بپردازید، والدین هم چنین می توانند برای درمان این مشکل به مشاوره کودک مراجعه کنند تا مشاور در درمان به آن ها کمک کند، راهکار های آن ها تاثیرات بسیاری در درمان ترس از تاریکی کودکان دارد.

ترس از تاریکی در کودکان

برخی از کودکان در دوره ای از رشدشان از تنها ماندن در تاریکی می ترسند و هنگام خواب در محیط های تاریک دچار ترس و اضطراب می شوند و معمولا مقاومت بسیاری برای ماندن در این موقعیت از خودشان نشان می دهند.

در صورتی که ترس از تاریکی بسیار زیاد باشد به آن فوبیای تاریکی می گویند که معمولا در محدوده سنی 2 تا 6 سالگی به وجود می آِید و بعد از آن سن به تدریج کم شده و از بین می رود.

پیشنهاد مشاور: علت ترس از تاریکی یا ترس از شب

درمان ترس از تاریکی در کودکان، شناسایی دلایل ترس

ترس از تاریکی در کودکان به دلایل مختلفی روی می دهد که بهتر است این دلایل شناسایی شود تا بتوان با رفع آن در جهت بهبود ترس از تاریکی فرزندان اقدامات لازم را انجام داد، برخی از این دلایل ترس از تاریکی عبارت اند از :

  • نوع تفکر کودک
  • جو هیجانی خانواده
  • نحوه رفتار و تعامل والدین با فرزندان

ترس از تاریکی به دلیل تخیل بالا در کودکان

ذهن کودکان به خصوص در سنین دبستان از تخیل بالایی برخوردار است، زیرا ذهن آن ها دارای چارچوب منطقی و عینی نیست و به طور کامل شکل نگرفته است، در این سن کودکان تصوراتی برای خود به وجود می آورند که لزوما واقع بینانه نمی باشد مثلا تصوراتی از وجود هیولا و غول دارند که بیشتر به خاطر دیدن فیلم ها، کارتون ها و شنیدن داستان ها می باشد که بر روی ذهن کودک تاثیر می گذارد و باعث به وجود آمدن این تصورات می شود.

آن ها در شب فرصت بیشتری برای فکر کردن به این تصورات دارند و به همین دلیل احتمال دارد شب و تاریکی ترس بسیاری برای آن ها به وجود آورد و این ترس ها باعث می شود تا در طول شبانه و به صورت مکرر کابوس هایی را ببینند.

ارتباط تنش در خانواده و ترس از تاریکی کودکان

کودکان ظرفیت کمتری در برابر فشار و استرس دارند و اگر دچار استرس زیاد شوند به بیماری های جسمانی آسیب پذیری گرفتار خواهند شد و هم چنین احتمالا بروز اختلالات روحی به خصوص اختلالات اضطرابی برای آن ها افزایش می یابد، به همین دلیل وجود تنش هایی در خانواده مانند دعوای والدین یا بدرفتاری با کودک زمینه ساز شکل گیری ترس های افراطی شود که ترس از تاریکی نمونه شایع از آن ها می باشد.

کاهش و درمان ترس از تاریکی کودکان

وابستگی زیاد به والدین

کودکانی که در سنین پایین وابستگی زیادی به والدین خود دارند جدایی از والدین ممکن است برای آن ها تغیر بزرگی به شمار بیاید، کودکی که بیش از حد تحت مراقبت و حمایت پدر و مادر قرار دارند در تنهایی احساس استرس، اضطراب و درماندگی می کند، والدین می توانند با در نظر گرفتن روش های مناسب و ایجاد دلبستگی ایمن میزان وابستگی کودکشان را کم کنند.

راهکارهایی برای درمان ترس از تاریکی کودکان

در این مقاله چند راهکار که والدین می توانند به وسیله آن والدین می توانند فوبیای تاریکی کودکشان را درمان کنند را بیان می کنیم.

صحبت کردن در مورد ترس از تاریکی کودکان

والدین باید در مورد ترس کودکشان با او صحبت کنند و از او بخواهند تا برای آن ها تعریف کند چه چیز هایی او را می ترساند و دقیقا در ذهنش از چه چیزی می ترسد، صحبت در مورد ترس و اضطراب با کودک تا حد زیادی او را آرام می کند و باعث می شود تا علت ترس خود را بشناسد و برای درمان آن مشکل اقداماتی انجام گیرد.

اگر کودک دلیل ترس خود را بیان نمی کند بهتر است از مشاوره کودک یا بازی درمانی استفاده شود. والدین به هیچ عنوان نباید کودک خود را تحت فشار قرار دهند.

همدلی با احساس ترس از تاریکی کودکان

والدین بهتر است که احساس ترس کودک شان را درک کنند و آن را بپذیرند، و هم چنین در مورد احساس کودک با او صحبت کنند و به او نشان دهند که حس او را به خوبی درک می کنند و در کنارش هستند.

والدین نباید کودک را سرزنش کنند و یا احساسات او را بی ارزش تلقی کنند و از گفتن جملاتی مثل "ترس نداره"" بزرگ شدی نباید بترسی " باید خودداری کنند زیرا این جملات نه تنها تاثیر مثبتی ندارد بلکه کودک در مدیریت استرس و احساسش دچار مشکلات بیشتری می کند.

اگر کودک را درک کنید راحت تر با شما ارتباط برقرار می کند، می توانید از او بپرسید که چه چیزی ترس او را کاهش می دهد.

رهایی از ترس از تاریکی با اطمینان دادن به کودکان

والد می تواند مدتی در کنار کودک باشد و او را آرام کند و به او این اطمینان را بدهد که هر وقت به مادرش نیاز داشته باشد او در کنارش است و از او حمایت می کند، هم چنین پدر و مادر می توانند چراغ را برای مدتی روشن کرده و جاهای مختلف اتاق را به فرزندشان نشان دهند و به او این اطمینان را بدهند که هیچ دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد و علاوه بر این به کودک توضیح دهند که نور تاثیری بر حضور اشیا نمی گذارد.

ترس از تاریکی کودکان و استفاده از یک وسیله ایمنی بخش

برای درمان ترس از تاریکی می توان از یک وسیله کمک گرفت و کودک را توسط آن آرام کرد به عنوان مثال وسایلی که برای کودک آرام بخش است و او به آن ها علاقه خاصی دارد مانند پتو خاص، عروسک خاص، غیره می تواند استفاده کند و در موقع خوابیدن با آن ها آرام شود و احساس ایمنی بیشتری داشته باشد.

ممکن است کودک بخواهد پیش شما بخوابد ولی شما نباید اجازه دهید که قوانین خانه شکسته شود و کودک باید در جای خود بخوابد. اما می توانید کمی در اتاق او بمانید تا احساس آرامش بیش تری پیدا کند.

مقابله به اجتناب کودک از تاریکی

معمولا هر گونه ترسی که به وجود می آید، فرد سعی می کند تا از موقعیت ترسناک دوری کند این دوری کردن در همان لحظه اضطراب را کم می کند، اما در طولانی مدت باعث می شود تا ترس تقویت شود به همین دلیل باید به کودک کمک شود تا به تدریج با ترسش مقابله کند.

والدین بعد از آرام کردن کودک و اطمینان دادن به او، از کودک بخواهد تا در اتاقش بماند تا به تدریج ترسش کم شود، کودک احتمال دارد هر شب از اتاقش بیرون بیاید و تمایل داشته باشد در کنار مادرش بخواهد و پافشاری می کند که در اتاقش نماند، اگر والدین به او اجازه بدهند که پیش آن ها بخوابد ترس کودک بیشتر خواهد شد و ادامه پیدا می کند.

بنابراین باید بعد از آرام کردن و اطمینان دادن به او از کودک بخواهید که در اتاقش باشد و با موقعیت رو به رو شود این کار باید با مهربانی و آرامش و ملایمت انجام شود تا به کودک آسیبی وارد نشود.

ترس از تاریکی کودکان، مشاوره با متخصص

ترس از تاریکی کودک تا حد طبیعی می باشد و در سن خاصی اتفاق می افتد و گذرا است و با راهکارهای ساده به خوبی می توان با این ترس مقابله کرد اما گاهی اوقات ترس از تاریکی بیش از اندازه است و برای کودک و خانواده مشکلاتی را به وجود می آورد در این زمان بهتر است با متخصص در این زمینه مثل روانشناس بالینی مشورت کرده تا او اقدامات لازم برای درمان حرفه ای را انجام دهد.

نقش فیلم ترسناک در ترس از تاریکی

تحقیقاتی که در زمینه ترس از تاریکی و ترس از خواب انجام شده است نشان داده است که ترس از تاریکی ارتباط مستقیمی با مشاهده فیلم های ترسناک یا شنیدن داستان های ترسناک دارد.

بسیاری از خواهر ها یا برادرهای بزرگ تر ممکن است به صورت غیرمستقیم باعث ایجاد این ترس در کودک شوند. بنابراین به والدین توصیه می شود تا به این مورد توجه زیادی داشته باشد و سعی کند که محیط امن و سالمی را در خانه ایجاد کند.

حتی یک خبر که به نظر بزرگسالان وحشتناک نیست نیز می تواند بر سلامت روحی کودکان تاثیر بگذارد.

منبع :  راهکارهای درمان ترس از تاریکی در کودکان



:: بازدید از این مطلب : 69
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 31 فروردین 1400 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : fahimeharati

 

دکتر روانشناس تهران و درمان افسردگی باید با تکنیک های مختلف درمانی آشنایی داشته باشد تا بتواند درمانی بدون عارضه و بهترین کارایی را انتخاب کند.

انواع افسردگی از نظر دکتر روانشناس تهران

افسردگی انواع متفاوتی کنید:

  • افسردگی شدید

این نوع افسردگی نسبت به افسردگی خفیف و متوسط کمتر دیده می شود ولی علائم شدیدی را به همراه دارد.

  • افسردگی آتیپیک

این نوع افسردگی زیر شاخه های افسردگی شدید است و علایم مخصوصی را دارد. این نوع افسردگی پاسخ خوبی به درمان می دهد ولی تشخیص به موقع آن ضروری است.

  • افسردگی خویی یا دیستایمی

افسردگی خویی نوعی افسردگی خفیف مزمن است که فرد در بیشتر روزها احساس افسردگی می کند ولی ممکن است که بیشتر روزها احساس خوبی داشته باشد.

 افسردگی چگونه درمان می‌شود؟

از آن جایی که افسردگی متفاوت است روش‌های مختلفی برای درمان وجود دارد اما شایع ترین روش های درمان افسردگی عبارتند انداز:

۵ روش اصولی درمان غیر دارویی افسردگی

درمان های غیر دارویی انواع مختلفی دارند و شامل موارد زیر می باشند: 

  • درمان روان کاوانه

این نوع درمان متناسب با نظریه روانکاوی است و هدف آن این است که شخصیت بیمار تغییر پیدا کند در واقع روانکاوی به دنبال این نیست که نشانه ها را کاهش دهد بلکه با استفاده از تکنیک ها و روش های خاص باعث می شود که اعتماد بیمار بالا برود و بتواند به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کند این نوع درمان نیاز به زمان طولانی دارد.

  • رفتار درمانی

در این نوع درمان، به فرد افسرده رفتارهایی آموزش داده می شود در واقع این تکنیک به دنبال این است که عواملی که باعث شده که فرد افسرده شود کنار گذاشته شود و فرد احساس بهتری پیدا کند.

  • شناخت ‌درمانی

این روش درمانی به این صورت است که روی تفکر فرد تاثیر می گذارد در واقع فرد افسرده روی افکار ناکارآمد خود تمرکز می کند. منظور از افکار ناکارآمد این است که زمینه را برای غم و اندوهی فرد فراهم می کنند.

  • درمان بین فردی

این درمان روی روابط بین انسان‌ها تاکید می کند و به دنبال این است که عواملی که باعث افسردگی فرد شده را شناسایی و برطرف کند.

 گاهی علت افسردگی ریشه در کودکی فرد دارد و درمان به فرد کمک می‌کند که جسارت و شجاعت لازم را پیدا کند.

  • خانواده درمانی

خانواده درمانی از رویکردهای اصلی نمی باشد ولی اگر خانواده تاثیر مهمی در شکل‌گیری افسردگی داشته باشد کمک بسیار مفیدی می کند به این شکل که در طول درمان فرایند ها و باورهای غلط خانوادگی اصلاح می‌شود.

راه های درمان افسردگی 

وقتی فردی دچار افسردگی می‌شود احساس می کند که همیشه در تاریکی حبس شده و نمی تواند از آن فرار کند، اما شما باید بدانید که اگر بدترین نوع افسردگی را هم داشته باشید می توانید آن را درمان کنید.

افسردگی با هر شدتی جلوی موفقیت و پیروزی شما را می گیرد پس برای درمان و کمک به خود باید  هرچه سریع تر اقدام کنید.

استفاده از دارو درمان های روانشناختی و تغییر در سبک زندگی از راه های درمان افسردگی می باشد.

پیشنهاد مشاور: روش های درمان افسردگی | با دارو و بدون دارو | درمان سریع | عوارض

یادگیری راه های درمان افسردگی به شما کمک می‌کند که بدانید بهترین راه برای درمان کدام است. راه های درمان افسردگی زیاد است و به شما کمک می کند که شادی و نشاط به زندگی شما برگردد.

 افراد دقیقا به یک نوع افسردگی مبتلا نمی‌شوند بنابراین یک نوع درمان برای تمام افسردگی ها مناسب نیست ممکن است که یک درمان برای فرد مناسب باشد و جواب دهد ولی همان نوع درمان برای شخص دیگر مناسب نباشد.

شما باید در مورد راه‌های مختلف آگاهی کسب کنید و متناسب با آن بهترین را انتخاب کنید.

متخصص درمان افسردگی

 نکات کلیدی در مورد درمان افسردگی

نکاتی که در ادامه بیان می شود در درمان افسردگی کمک زیادی به شما می کند و باعث می شود که سریع تر به درمان مورد نظر خود دست پیدا کنید.

 تا جایی که می‌توانید در مورد افسردگی خود آگاهی کسب کنید، در ابتدا شما باید مشخص کنید که علت افسردگی چیست؟ 

شدت افسردگی هر چه بیشتر باشد درمان شما سخت تر می شود و باید درمان قوی‌تری انتخاب شود اما نگران نباشید زیرا به مرور می توانید افسردگی خود را با هر شدتی درمان کنید.

 برای این ‌که بتوانید بهترین روش را برای درمان انتخاب کنید نیاز به زمان دارید شاید برای پیدا کردن بهترین درمان نیاز به آزمون و خطا باشد.

  • به دارو تکیه نکنید

درست است که مصرف دارو می تواند علائم افسردگی را کم و بهبود ببخشد ولی مصرف دارو برای درمان افسردگی در طولانی مدت مناسب نیست با استفاده از روش‌های دیگر می‌توانید به درمان بپردازید حتی درمان هایی مثل ورزش و معالجه نیز موثر هستند.

پیشنهاد مشاور: برنامه برای غلبه بر افسردگی در خانه

اگر هم از دارو استفاده می کنید حتماً آن را امتحان کنید و در سبک زندگی خود تغییراتی را ایجاد کنید.

  • پشتیبانی اجتماعی بگیرید.

اگر ارتباطات اجتماعی خود را گسترش دهید در مقابل افسردگی مقاوم خواهید شد  به دوستان و اطرافیان خود اعتماد کنید و به دنبال ارتباطات جدید باشید.

باید بدانید که درخواست کمک به معنای ضعف شما نیست و یا به معنای این نیست که شما به دیگران وابسته هستید شما می‌توانید با یک صحبت کوچک کمک بزرگی به خود کنید.

هر چه ارتباط شما با اطرافیان قوی‌تر باشد انزوا و افسردگی شما کاهش پیدا می‌کند اگر تحت فشار و استرس قرار گرفتید و احساس افسردگی کردید ارتباط خود را با رعایت مرزهای مشخص گسترش دهید این کار باعث می‌شود که استرستان کمتر شود.

  • تغییرات در سبک زندگی

اگر شما تغییراتی در سبک زندگی تان ایجاد کنید کمک بزرگی به درمان افسردگی می کنید گاهی تنها راه همین است حتی اگر شما به درمان های دیگری هم احتیاج داشته باشید.

اگر در سبک زندگی تغییراتی ایجاد کنید می‌توانید افسردگی را از زندگی حذف کنید.

 از نظر دکتر روانشناس تهران ورزش می تواند داروی موثری برای درمان افسردگی باشد زیرا باعث تقویت سروتین،  آندورفین در بدن می شود  و همچنین سلول و اتصالات مغزی رشد می کند و خود می تواند دارویی برای درمان افسردگی باشد.

 اگر شما روابط اجتماعی قوی داشته باشید و عواملی که باعث افسردگی می‌شود را کاهش  دهید می توانید از افسردگی دور شوید.

  • خوردن مواد غذایی مفید

تغذیه سالم می‌تواند باعث سلامت جسم و روح شما شود، حتی خوردن وعده های کوچک در طول روز هم باعث انرژی شما می شود.

به دنبال غذاهای شیرین و کربوهیدرات ها بروید، آن ها باعث تقویت روحیه و کاهش افسردگی شما می شوند.

  • خواب مناسب

خواب می تواند تاثیر زیادی در زندگی شما داشته باشد اگر شما خواب کافی نداشته باشید به مرور زمان می‌تواند زمینه را برای افسردگی فراهم کند.

برای درمان افسردگی راه های مختلفی وجود دارد که مهم ترین آن ها عبارتند از:

  • رفتار شناختی
  • میان فردی
  •  روان پویشی

گاهی اوقات از روش های ترکیبی نیز می توان استفاده می شود.

دکتر روانشناس تهران و درمان افسردگی می تواند رواش های مختلفی از جمله دارو درمانی داشته باشد.

بعضی از این درمان ها به شما کمک می کند که با استفاده از تکنیک ها و مهارت ها افکار منفی را کاهش دهید و به مبارزه با افسردگی بپردازید همچنین برخی از این تکنیک ها به شما کمک می کند که عوامل افسردگی را شناسایی کنید و آن هارا از بین ببرید.

 یکی از مهم ترین علائم افسردگی این است که شما نمی توانید روی مشکلات خود تمرکز کنید.

رواندرمانی در درمان افسردگی

 گاهی ممکن است هیچ کدام از علائم اصلی افسردگی در شما وجود نداشته باشد در این حالت روان درمانی بهترین روش درمان برای شما می باشد، روان درمانی به شما آموزش می دهد تا احساس بهتری نسبت به خود داشته باشید و همچنین بتوانید جلوی بازگشت افسردگی را بگیرید.

برخی تکنیک ها به شما کمک می کند که جلوی افکار منفی را بگیرید.

از مهم ترین علائم افسردگی از نظر دکتر روانشناس تهران این است که فرد نمی تواند روی مشکلات خود تمرکز داشته باشد.

درمان های افسردگی به شما کمک می‌کند که به گذشته نگاهی بیندازید و ببینید که چه عواملی باعث افسردگی شما شده است و آن را از بین ببرید.

درمان گروهی برای معالجه افسردگی

 وقتی صحبت از درمان افسردگی می‌شود شاید فکر کنید که منظور این است که با یک فرد درمانگر ملاقات کنید اما همیشه درمان اینگونه نیست.

در درمان افسردگی به صورت گروهی شما به صحبت های افرادی که مشکلاتی مشابه شما دارند گوش می دهید و از تجربیات آن ها استفاده می‌کنید در واقع می توانید از این افراد مشاوره بگیرید و انگیزه خود را بالا ببرید.

  • پیدا کردن دکتر روانشناس تهران

یکی از مهم ترین نکات در درمان افسردگی این است که شما درمانگر مناسبی برای خود انتخاب کنید که در تمام زمینه‌ها مراقب و پشتیبان شما باشد. راه های مختلفی برای پیدا کردن بهترین درمانگر وجود دارد.

 شما می توانید از دوستان و خانواده در مورد بهترین درمانگر بپرسید همچنین می توانید از پزشک مورد اعتمادتان بپرسید و درمانگر مناسب را پیدا کنید.

۲۰ روش کاربردی برای کنترل و درمان افسردگی

یکی کارهایی که می‌توانید برای درمان افسردگی انجام دهید انجام ورزش و فعالیت های بدنی می باشد.

 یکی از مهم ترین روش ها و در عین حال ساده ترین روش ها تغییر سبک زندگی می باشد حتی روش های دیگر هم با استفاده از تغییر سبک نتیجه بهتری خواهند داشت.

 گاهی اوقات با تغییر سبک زندگی، دیگر نیازی به دیگر روش‌های درمانی نیست.

 از مهم ترین اقداماتی که می‌توانید در این زمینه انجام دهید:

  • به آنچه در اطراف تان می گذرد توجه نکنید و خوش باشید.

 اگر به افسردگی مبتلا شدید نباید به اطراف خود توجه داشته باشید پس به اطراف توجهی نکنید و شاد باشید.

  • پر جنب و جوش باشید.

 با غصه خوردن نمی‌توانید کاری را از پیش ببرید پس به بیرون از خانه بیاید و به کاری که دوست دارید بپردازید.

می ‌توانید بازی مورد علاقه خود را انجام دهید یا به دوست صمیمی خود سر بزنید.

  • خودتان را سرگرم کنید.

 خودتان را مشغول کارهایی کنید که به آن ها علاقه دارید زمانی که شما ناراحت و افسرده هستید هیچ کاری برای شما لذت بخش نیست.

لیستی از کارهایی که به آن علاقه دارید تهیه کنید و یکی را انجام دهید.

  • هم صحبت پیدا کنید.

 صحبت کردن با دیگران به شما کمک می کند که احساس خوبی داشته باشید پس بهترین دوستان را برای خود انتخاب کنید و با آن ها درد و دل کنید.

  • خوب گریه کنید.

 اگر مشکلی داشتید که باعث گریه شما می شد راحت گریه کنید. گریه به شما کمک می کند تا راحت تر احساسات خود را بروز دهید.

  • علت افسردگی را پیدا کنید.

 افسردگی خود را با دقت مورد بررسی قرار دهید و به دنبال برطرف کردن آن باشید ریشه آن را مشخص و سپس اقدامات لازم را انجام دهید.

  • تلاش کنید ولی واقع‌بین باشید.

اگر شما تمام تلاش و انرژی خود را در این زمینه گذاشتید ولی نتیجه نگرفتید کار را متوقف نکنید بلکه دوباره شروع کنید.

 اگر شما اهداف نامشخصی را دنبال کنید افسرده خواهید شد.

  • ورزش کنید.

با توجه به آمار و تحقیقات ورزش می تواند تاثیر مهمی در غلبه بر افسردگی داشته باشد در واقع ورزش یکی از روش های است که باعث می شود حالات عصبی شما کاهش و بهبود یابد.

  • نقاشی بکشید.

برای اینکه احساسات خود را بیرون بریزید می توانید روی کاغذ آن را پیاده کنید مثلاً زمانی که احساس ناراحتی می کنید شروع به نقاشی کنید. استفاده از هر رنگی نشان دهنده چیزی است مثلاً رنگ قرمز دلالت بر عصبانیت، رنگ مشکی دلالت بر ناراحتی و رنگ خاکستری دلالت بر نگرانی دارد.

  • کار کسل کننده ای را در نظر بگیرید سپس آن را انجام دهید.

 برای اینکه غم و غصه از یاد شما برود می توانید چیزی را در نظر بگیرید و به آن فکر کنید مثلاً می‌توانید کاشی‌های حمام را تمیز کنید.

منبع : دکتر روانشناس تهران و درمان افسردگی



:: بازدید از این مطلب : 64
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 26 فروردین 1400 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : fahimeharati

 

تست روانشناسی صداقت و آزمون دروغ های مصلحت آمیز به شما کمک می کند تا خود و همسرتان را مورد ارزیابی قرار دهید. سپس پاسخ تشریحی برای شما ذکر شده است تا با انواع دروغ آشنا شوید.

پرسشنامه دروغگویی

باید قبول کنیم که تمام افراد کم و بیش دروغ می گویند، بیش تر دروغ ها در قرار اولین برای این است که افراد خود را بهتر از چیزی که هستند نشان دهند. بیش تر دروغ ها مصلحت آمیز هستند و گفته می شوند تا باعث جلوگیری از دعوا و درگیری شوند. 

در اغلب موارد انسان ها ترجیح می دهند یک روایت تحریف شده شیرین را به جای یک دروغ تلخ بپذیرند.

با خودتان صادق باشید، آخرین باری که دروغ گفتید کی بوده؟ شاید عملا دروغی را بیان نکرده باشید اما اجازه داده باشید که دیگری در باور اشتباه خود باقی بماند و شاید تنها کمی حقیقت را تغییر داده باشید. شخصیت شما چیست؟

پیشنهاد مشاور:  مقابله با دروغگویی همسر

 آیا تاکنون خود را متقاعد کرده اید که دروغ کوچک ضرری ندارید؟آیا اعتقاد دارید که همیشه و در هر شرایطی باید حقیقت را بیان کرد؟

تست روانشناسی صداقت + آزمون دروغ های مصلحت آمیز

اگر دوست دارید پاسخ سوالات بالا را بدانید آزمونی که در ادامه طرح می شود را انجام دهید و به سوالاتی که پرسیده شده است پاسخ دهید:

آیا تا کنون در موقعیت های زیر قرار گرفته اید، اگر پاسخ شما مثبت است یک علامت کنار آن ها زده و در انتها آن ها را جمع کنید:

  • اگر مجبور بودید یا نفعی برایتان داشت به دروغ لبخند می زدید و اظهار شادی می کردید حتی اگر از درون ناراحت و عصبی باشید.
  • موهای جلوی سرتان را بلند می کنید و هنگام شانه زدن با آن قسمت جلو و کم موی سرتان را می پوشانید.
  • گاهی به دروغ و به بهانه سردرد و میگرن از جلسات و ملاقات ها فرار می کنید.
  • هر وقت دیر به جایی می رسید به دروغ بهانه ای جور می کنید.
  • هنگامی که با همسر خود در حال دعوا هستید کمی حقایق را تغییر می دهید تا برنده دعوا باشید.
  • بارها پیش آمده است که به دیگران گفته اید حالتان خوب است درحالی که خوب نیستید.
  • نمره کمی در مدرسه گرفته اید و معلم از شما خواسته است که والدینتان زیر آن را امضا کنند اما شما امضای آن ها را جعل می کنید و اصلا به آن ها اطلاع نمی دهید.
  • در کودکی برای مادرتان شعری در وصف خوبی های او آماده کرده بودید اما در درون احساس می کردید او زنی بداخلاق و بی رحم است.
  • گاهی دوست دارید تا قد کوتاه خود را بلند جلوه دهید.
  • اگر کسی سن شما را بپرسد با مهارت از پاسخ دادن طفره می روید و یا سن حقیقی خود را بیان نمی کنید.
  • در مصاحبه های شغلی در مورد توانایی های خود غلو می کنید تا خودتان را بهتر از چیزی که هستید نشان دهید.
  • هنگامی که نزدیکان یا دوستانتان در مورد همسرتان می پرسند از خوبی های او می گویید ولی در حقیقت همسر خود را قبول ندارید و حتی ممکن است از او متنفر باشید ولی ترجیح می دهید ظاهر سازی کنید.
  • همیشه موهای خود را رنگ می کنید تا تارهای سفید خود را پنهان کنید و خود را جوان تر نشان دهید.
  • هنگام فروش ماشین "فراموش می کنید" به خریدار بگویید که موتور ماشین مشکل دارد.
  • اگر کسی به شما هدیه بدی بدهد به ظاهر از او تشکر می کنید و سعی می کنید خود را هیجان زده نشان دهید.
  • هنگامی که خانه دیگران می روید حتی اگر از دست پخت آن ها لذت نبرید به دروغ می گویید که بسیار خوشمزه بوده.
  • هنگامی که در اینترنت با دیگران صحبت می کنید در مورد مشخصات خود دروغ می گویید.
  • وقتی دوستان یا نزدیکانتان لباس جدیدی می خرد حتی اگر از آن خوشتان نیاید به دروغ از آن تعریف می کنید.
  • در گذشته به کودکان گفته اید که ننه سرما واقعی است.
  • همیشه ارایش می کنید و از ناخن و مژه مصنوعی استفاده می کنید و ترجیح می دهید با چهره طبیعی خودتان دیده نشوید.
  • هنگامی که خانه خود را می فروشید فراموش می کنید به خریدار در مورد همسایه های بد و صدای اتوبات توضیح دهید.

منبع :  تست روانشناسی صداقت + آزمون دروغ های مصلحت آمیز



:: بازدید از این مطلب : 60
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 23 فروردین 1400 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : fahimeharati

 

اگر می خواهید در مورد مدت زمان آشنایی قبل ازدواج بدانید، حتما بخوانید. امروزه بسیاری از دختران و پسران یک یا چند بار وارد رابطه عاطفی شده اند و آن را تجربه کرده اند در بعضی موارد به آن ها آسیب هایی وارد شده است و از رابطه شکست خورده اند و در بعضی موارد رابطه آن ها به ازدواج  ختم شده است.

سوالی که برای بسیاری از دختران و پسران که قصد ازدواج دارند پیش می آید این می باشد که مدت زمان مناسب برای این پیوند چه مدت می باشد، افرادی که می خواهند با هم ازدواج کنند باید شناخت نسبی از یکدیگر داشته باشند و همه جوانب را مورد بررسی قرار دهند تا بتوانند تصمیم درستی برای آینده و زندگی مشترک خود بگیرند و درگیر شکست و طلاق نشوند.

در صورتی که دو طرف تقریبا از یکدیگر شناخت داشته باشند و قبل از ازدواج به مشاور مراجعه کنند می توانند انتخاب درست تری داشته باشند و مشاور در این امر به آن ها کمک می کند.

در این مقاله در مورد مدت زمان آشنایی قبل از ازدواج و راه های تشخیص آن به طور کامل مطرح شده است.

مدت زمان لازم برای آشنایی قبل از ازدواج

هنگامی که رابطه عاطفی بین دو نفر به وجود می آید مراحل مختلفی را باید طی کرد، در مرحله اول افراد حس بسیار شیرین و خوبی دارند و تجربه های شیرینی برای آن ها اتفاق می افتد و درگیر احساسات قوی و شدید می شوند و در بسیاری مواقعی فکر می کنند که آن فرد نیمه گمشده آن ها می باشد و تصمیم به ازدواج با او می گیرند و به فکر تشکیل خانواده هستند.

برای این که افراد ازدواج موفقی داشته باشند باید برای شناخت یکدیگر وقت بگذارند تا بتوانند با یکدیگر آشنا شوند، آن ها اگر نتوانند با یکدیگر به خوبی آشنا شوند و به شناخت کافی نرسند در زندگی با مشکلات و آسیب هایی مواجه می شوند و حتی ممکن است از یکدیگر جدا شده و طلاق بگیرند.

بسیاری از افراد این شناخت و مراحل آشنایی را در دوره نامزدی طی کرده اند که در این صورت این مسئله با آگاهی والدین و از راه درست شکل گرفته است.

مدت زمان آشنایی قبل ازدواج

بر اساس تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است به این نتیجه رسیده اند که مردان و زنانی که رابطه آشنایی آن ها حدوداً تا 1.5 سال طول کشیده است به احتمال 20 درصد کمتر درگیر طلاق می شوند و افرادی که حدود 2.5 سال و یا بیشتر صرف آشنایی کرده اند تقریبا حدود 50 درصد کم تر طلاق عاطفی و قانونی می گیرند.

البته زمان آشنایی به سن هم مربوط می شود و زمان آشنایی قبل از ازدواج برای سن های 20 با 30 و 40 متفاوت می باشد و افرادی که تجربه بیشتری دارند زمان کمتری برای آشنایی آن ها لازم می باشد.

تشخیص مدت زمان مناسب برای ازدواج

یکی از مهم ترین انتخاب هایی که فرد برای آینده خود باید انجام دهد انتخاب همسر و ازدواج می باشد به طوری که ازدواج یکی از بزرگ ترین اتفاقات زندگی هر فردی بوده و بر روی آینده فرد و خود شخص تاثیر می گذارد.

به همین دلیل برای این که زنان و مردان یکدیگر را قبل از ازدواج به خوبی بشناسند باید مدت زمان مناسبی را برای این پیوند در نظر بگیرند تا به شناخت کافی برسند، در این مقاله چند نمونه از مواردی که برای آشنایی لازم است را مورد بررسی قرار می دهیم.

تحقیقات قبل از ازدواج برای آشنایی

در گذشته تحقیقات قبل از ازدواج مرسوم بوده و افراد در طول این تحقیقات اطلاعاتی در مورد ابعاد مختلف و مهم زندگی شخص به دست می آوردند.

اما اگر این تحقیقات به درستی انجام شود باعث می شود که اطلاعات زیادی در مورد سابقه خانوادگی و شخصی فرد، شناخت بهتر فرد و بسیاری دیگر به دست آید و فرد بتواند ازدواج بهتر و موفق تری داشته باشد.

برای این تحقیقات باید زمان کافی گذاشته شود و زمانی که این تحقیقات کامل شود، دو نفر تقریبا از یکدیگر شناخت پیدا کرده و از یکدیگر مطمئن می شوند در این صورت باید به طور جدی در مورد ازدواج اقدام کنند و با یکدیگر ازدواج کنند.

مشاوره قبل ازدواج برای آشنایی بیشتر

یکی از روش هایی که دختر و پسر می توانند به آشنایی لازم نسبت به یکدیگر برسند مشاوره قبل از ازدواج می باشد در این حالت آن ها به کمک مشاوره می توانند به تصمیم گیری درستی برسند و به ازدواج به طور جدی فکر کنند.

اگر آن ها با گذشت از جلسات صلاح خود را در این ازدواج دیدند در این صورت زمان مناسبی است تا دختر و پسر با یکدیگر ازدواج کنند.

زیرا مشاوره با استفاده از علم و آگاهی هایی که در این زمینه دارد سوالاتی را می پرسد و مصاحبه هایی را با افراد انجام می دهد که باعث می شود دو نفر به اشتراکات لازم برسند و به خوبی یکدیگر را بشناسند.

آشنایی با شخصیت و علایق فرد

دختر و پسری که وارد رابطه دوستی می شوند تقریبا در این رابطه با شخصیت یکدیگر تا حدودی آشنا می شوند و نسبت به علایق و سلیقه های یکدیگر با خبر هستند، در این صورت هنگامی که آن ها به شناخت رسیدند می توانند در مورد خواستگاری و ازدواج با یکدیگر صحبت کنند.

شخصیت زنان با مردان متفاوت است و به همین دلیل راه های شناخت زنان قبل از ازدواج با شناخت مردان متفاوت می باشد زیرا نوع تربیت، بیولوژیک و شخصیت آن ها با یکدیگر متفاوت است و در صورتی که دو طرف راه های شناخت را بشناسد راحت تر می تواند به آشنایی برسد.

منبع :  مدت زمان آشنایی قبل ازدواج



:: بازدید از این مطلب : 79
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 18 فروردین 1400 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : fahimeharati

 

بعضی از مردان هستند که هدف آن ها برای برقراری رابطه فقط رابطه جنسی می باشد، در حقیقت آن ها زن را به عنوان یک ابزار جنسی در نظر می گیرند اما پسری که رابطه می خواهد به سرعت خودشان را لو می دهند، در این مقاله راه های شناسایی این مردان آورده شده است.

اگر با مردی وارد رابطه عاشقانه شده و متوجه شدید که تمام توجه او به شماست، دوست دارد تمام وقتش را با شما بگذراند، برای آینده رابطه شما برنامه ریزی کرده و در کنار شما بودن را دوست دارد و شما هم با او احساس آرامش می کنید و بهترین لحظات را در کنار او سپری می کنید، به شما تبریک می گوییم احتمالا شما نیمه گمشده تان را پیدا کرده اید.

اما همه خانم هایی که وارد رابطه می شوند شانس تجربه کردن بسیاری از احساسات فوق العاده را در کنار مرد مورد علاقه شان ندارند و ممکن است رفتارهای عجیب و غریبی از نامزدشان ببینند.

آیا شما هم رفتارهای عجیب و غریبی از نامزدتان می بینید و به دوست داشتن و آینده رابطه شک دارید؟

برای این که مردان را بشناسید باید علائم رفتاری آن ها را بدانید و نسبت به این نشانه ها هوشیار باشید.

در این مقاله 11 نشانه از مردانی که برای مقاصد جنسی با زنان ارتباط برقرار می کنند را بیان می کنیم، بنابراین این مقاله را از دست ندهید.

11 نشانه مردی که در رابطه دوستی فقط دنبال رابطه جنسی است

بعضی از مردان فقط برای برقراری رابطه جنسی با زنان ارتباط برقرار می کنند و روابط شان فقط به خاطر رابطه جنسی ادامه می یابد و زمانی که زن به درخواست جنسی آن ها جواب رد دهد، آن زن را رها می کنند و برای ارضای نیاز جنسی شان به سراغ طعمه بعدی می روند.

آن ها بعد از پایان دادن به رابطه حتی یک تماس تلفنی برقرار نمی کنند و رابطه دوستی را پایان می یابد.

برقرار کردن رابطه ای که کاملا یک طرفه است یک سرمایه گذاری اشتباه و موضوعی ناراحت کننده می باشد در این صورت شما باید در رابطه تان تجدید نظر کنید حتی ممکن است شکست عشقی بخورید.

اما شما باید برای خود و بدن تان احترام قائل باشید و سعی کنید قوی باشید و به نامزدتان اجازه ندهید تا از شما سو استفاده جنسی کند. بنابراین با وجود تمام سختی ها او را رها کنید زیرا این شخص برای آینده شما مناسب نمی باشد.

شما باید با فردی در ارتباط باشید که شما را به خاطر خودتان دوست داشته باشد نه به خاطر برقراری رابطه جنسی و بر طرف کردن نیاز های جنسی اش.

نشانه های زیر را با دقت مطالعه کنید تا متوجه شوید که آیا در رابطه درستی قرار دارید یا خیر.

نشانه اول: لمس کردن زیاد بدنتان در هر موقعیتی

اگر نامزد شما در هر موقعیتی حتی در مکان های نامناسب بدن شما را لمس می کند این رفتار را به عنوان یک نشانه در نظر بگیرید.

ممکن است او در حرف هایش بگوید که" من نمی توانم دستم را از تو دور کنم"،  اما باور کنید که او با احساستان بازی می کند و دارد شما را فریب می دهد.

این نکته را در نظر بگیرید مردانی که شما را دوست دارند و در مورد شما جدی هستند، ابتدا سعی می کنند نیاز های عاطفی شما را برطرف کنند.

نشانه دوم: ادغام تمام مکالمات با موضوعات جنسی

اگر بیشتر مکالماتی که با او دارید در مورد رابطه جنسی می باشد مطمئن باشید او وقتی شما را می بیند فقط به رابطه جنسی فکر می کند.

یک بار در صحبت هایتان بحث را به یک موضوع غیر جنسی ربط دهید، اگر متوجه شدید که باز هم سعی دارد موضوع را به سمت رابطه جنسی منحرف کند در این صورت بدانید تنها چیزی که برای او مهم می باشد بدنتان است نه افکارتان.

نشانه سوم: تعریفات منحصرا ظاهری

در بعضی از مواقع ممکن است نامزدتان بگوید "بدن عالی ای داری" یا "بسیار جذاب به نظر می رسی"  

این جملات هیچ ایرادی ندارد، اما اگر تعریفات او تنها در همین زمینه باشد در این صورت بسیار واضح است که او از نظر جنسی مجذوب شما شده است و تنها چیزی که برای او مهم می باشد، ظاهرتان است.

11نشانه مردانی که در رابطه  فقط دنبال رابطه جنسی هستند

نشانه چهارم : بی‌علاقگی نسبت به زندگی شخصیتان

اگر هنگامی که با نامزدتان در مورد مسائل روزانه و اتفاقاتی که برای شما افتاده است صحبت می کنید او به جای این که به صحبت های شما گوش دهد و دلداری تان دهد، با بی حوصلگی می خواهد که به این مکالمه اتمام بخشد، در این صورت شما باید نسبت به انتخابتان تجدید نظر کنید.

به یاد داشته باشید که پسری که دوستتان دارد بیشتر می خواهد در مورد مسائل زندگی و اتفاقاتی که در زندگی شخصی شما می افتد، بداند. تا شما را بهتر بشناسد و اطلاعات بیشتری را کسب کند تا بتواند خود واقعی شما را به خوبی بشناسد و نه خود برهنه تان را.

در این صورت برای این که توجه او را به خودتان جلب کنید مجبور نیستید لباس خود را در بیاورید و خود برهنه تان را به او نشان دهید.

نشانه پنجم: عدم ملاقات با دوستانش

اگر با پسری در ارتباط هستید که دوست ندارد شما دوستان او را ملاقات کنید، احتمالا به این دلیل است که دوستانش از وجود شما خبر ندارند و نامزدتان ترجیح می دهد که باخبر نشوند که با او در ارتباط هستید.

شما باید روی این مسئله حساس باشید و آن را به عنوان یکی از نشانه های خیانت در نظر بگیرید، زیرا چنین پسرانی دوست ندارند با شما دیده شوند چون ممکن است لو بروند.

هنگامی که با یک پسر رابطه دوستی دارید، از او بخواهید که شما را در جمع دوستان و آشنایانش ببرد و اگر بهانه هایی برای دور نگه داشتن شما از آن ها بیان کرد، شما پافشاری کنید و سعی کنید در این جمع ها باشید زیرا از طریق دوستانش می توانید اطلاعات مهمی در مورد شخصیت او به دست آورید.

نشانه ششم : بی علاقگی به هر فعالیتی به جز رابطه جنسی

در ارتباط دوستی ممکن است زمانی که می خواهید فیلم تماشا کنید و یا در مورد چیزی صحبت کنید، نامزدتان شروع به خمیازه کشیدن کند که مثلا خوابش می آید اما زمانی که به اتاق خواب می رود؛ انرژی زیادی داشته باشد زیرا به رابطه جنسی فکر می کند.

این افراد سعی می کنند که تمام ملاقات هایی که با شما برقرار می کنند در خانه باشد و اگر از آن ها بخواهید که به سینما یا پارک بروید، آنگاه می گویند که کار دارم و از شما دوری می کنند، و در این هنگام به اندازه یک مدیر عامل شرکت کار بر سر آن ها ریخته است و حتی وقت سر خاراندن ندارد.

برای این شخص اهمیت ندارد که شما دوست دارید مقداری از وقت خود را با او به تفریح و سینما بروید، فیلم ببینید، غذا بخورید یا هر فعالیت دیگری در کنار او انجام دهید. آن فرد فقط به یک دلیل در کنار شماست و از بودن در کنار شما لذت می برد که آن هم برقراری رابطه جنسی و ارضای نیاز جنسی می باشد.

نشانه هفتم: با هم "می خوابید" اما هرگز" با هم نمی خوابید"

زمانی که می خواهد با شما رابطه جنسی برقرار کند از تمام جملات شیرین و عاشقانه استفاده می کند تا بتواند شما را در رختخواب در کنار خود داشته باشد اما بعد از این که رابطه جنسی را انجام داد همه چیز تغییر می کند.

در این صورت او می خواهد در کنار شما نباشد زیرا نیازش رفع شده و به همین دلیل دنبال بهانه گیری برای رفتن است و یا دروغ هایی می گوید که شما را از خانه بیرون کند.

این رفتار برای کسی که هدف او فقط نیاز جنسی است کاملا طبیعی می باشد، او دوست ندارد خارج از رابطه جنسی با شما در ارتباط باشد و برایتان وقت بگذراند.

منبع : 11 نشانه مردانی که فقط دنبال رابطه جنسی هستند



:: بازدید از این مطلب : 71
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 15 فروردین 1400 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : fahimeharati

 

در روانشناسی پرخاشگری به رفتارهایی گفته می شود که فرد به خود و یا دیگران آسیب می رساند، این آسیب ها می تواند هم از نظر جسمی باشد و هم از نظر روانی، در این مقاله به پرخاشگری همسر و راه های مقابله با آن پرداخته شده است.

پرخاشگری می تواند نشان دهنده بیماری، اختلال در مصرف مواد و یا اختلال پزشکی باشد.

 به طور کلی می توان گفت پرخاشگری به چهار دسته جسمی، کلامی، ذهنی و عاطفی تقسیم می‌شود.

ما معمولا پرخاشگری را فقط جسمی می دانیم اما پرخاشگری می تواند به شکل های دیگر خود را نشان دهد.

 پرخاشگری روانی بسیار مضر است و می‌تواند به راحتی تشخیص داده شود.

 پرخاشگری اگر در ارتباط با دوست یا همکار باشد آسان تر است اما اگر در مورد همسر باشد برای شما مشکلات فراوانی را به همراه خواهد داشت.

در اینجا ما به شما می آموزیم که علائم و نشانه های پرخاشگری را بشناسید:

پرخاشگری همسر نوعی حالت روانی مشترک است که ممکن است در هر دو زوجین ایجاد شود و می تواند پیامدهای مختلفی را به همراه داشته باشد. پرخاشگری موضوعی است که حتماً باید به صورت گروهی روی آن تمرکز شود.

افراد پرخاشگر معمولا این تغییرات رفتاری را از خود نشان می دهند:

  • آرامش خود را از دست می دهند.
  • تن صدای آن ها بالا می رود.
  •  جیغ می زنند.
  • دیگران را کتک می زنند.
  • بددهنی می‌کنند و فحش می دهند.
  •  عرق می کنند و یا می لرزند.

علت عصبانیت و بداخلاقی همسر تان چیست؟

دلایل بسیار زیادی وجود دارد که باعث عصبانیت همسر شما می شود که این دلایل می‌تواند مربوط به مسائل روانی و فیزیکی یا به دلیل عوامل محیطی باشد.

 شما باید بدانید که همسرتان چه زمانی عصبانی و پرخاشگر می شود این کار شما کمک می کند که راه حل مناسب را برای آن پیدا کنید.

اگر خود پاسخ را پیدا نکردید از همسرتان دلیل عصبانیت و پرخاشگری او را بپرسید البته شما باید زمانی  با او صحبت کنید که او آرام است و برخوردی مهربانانه و صمیمانه با شما دارد.

 شما باید از کلمات مناسب استفاده کنید مثلاً از کلمه «من و ما»به جای  کلمه تو استفاده کنید.

  • همسرتان را آگاه کنید

 یکی از مهمترین اقدامات این است که همسرتان هم خود بخواهد تغییر کند برای این کار لازم است با او صحبت کنید و در مورد سود و زیان رفتارهای پرخاشگرانه صحبت کنید.

با این کار او متوجه می‌شود که اگر او به پرخاشگری ادامه دهد شاید در کوتاه مدت به سود او باشد اما به مرور زمان برای او هیچ فایده ای ندارد.

در این شرایط به مرور زمان انگیزه بیشتری برای تغییر پیدا می کند، از او بخواهید که وقتی عصبانی می شود به خودش توجه کند و ببیند عصبانیت را در کجای بدنش احساس می کند شما باید بدانید که وقتی همسرتان عصبانی می شود عصبانیت روی کدام نقطه بدنش تاثیر می گذارد.

 مثلاً برخی از افراد زمان عصبانیت تپش قلب می گیرند و برخی دیگر آن را در بازو حس می کنند باید همسرتان این موضوع را بداند و این نشانه ها را به خاطر بسپارد زیرا بهترین زمان برای مبارزه با آن، زمان شروع آن است و مهم است که زمانی که عصبانیت شروع می شود آن قسمت بدن را که تحت تاثیر قرار می گیرد مدیریت و آرام کرد.

پرخاشگری همسر

  • تستسترون کم از دلایل پرخاشگری

 برخی از افراد سطح بالای تستسترون را با سطح عصبانیت مرتبط می دانند اما این رفتار با سوء مصرف استروئید در ارتباط است.

 تحقیقات نشان داده افرادی که سطح تستسترون آن ها پایین است عصبانی تر هستند.

 عوامل محیطی مثل خواب و رژیم غذایی تاثیر زیادی روی تستسترون می گذارد و افرادی از تستسترون کم رنج می برند ولی از آن خبر ندارند و معمولاً تشخیص داده نمی شود.

  • سروتونین کم

 یکی از انتقال دهنده های عصبی سروتونین است که در سلامت عاطفی و ذهنی تاثیر گذار است. اگر افراد این عنصر را به اندازه کافی نداشته باشند کج خلق و افسرده می شوند.

  • استرس شدید

 هورمون استرس کورتیزول می تواند باعث بد اخلاقی شود.

 اگر شوهر شما استرس شدیدی را تجربه می‌کند و به درست غذا نمی خورد سطح بالای کورتیزول باعث کج خلقی او می شود.

  • فقدان هویت مردانه و هدف

مردان تلاش بسیار زیادی می کنند تا در حد کمال مطلوب مردان زندگی کنند که این باعث نابودی آن ها می شود.

 مردان تمرکز بالایی روی موفقیت های شغلی، مالی می کنند که این موضوع باعث اضطراب، انزوا و تنهایی آن ها می شود.

 حتی ممکن است آن ها احساس کنند که در مقایسه با دیگران کافی نیستند، این موضوع خشم و عصبانیت آن ها را تشدید می کند.

  • آسیب و ضربه عاطفی

ممکن است همسر شما دچار مشکلات عاطفی شده باشد که حل نشده باقی مانده است و برای سرکوب احساسات عاطفی،  احساسات خود را با خشم و عصبانیت نشان می دهند.

رویکرد های ذهنی برای مقابله با شوهرعصبی

 همیشه یک رویکرد آرام برای حل اختلافات داشته باشید، اگر هر دوی شما عصبانی باشید با استفاده از این رویکردها از بد شدن شرایط جلوگیری خواهید کرد.

  • نترسید

 از خشم یکدیگر نترسید زیرا عصبانیت نشان‌دهنده کمبود قدرت واقعی فرد در قدرت کنترل و مدیریت وضعیت است. ناکامی اصلی ترین دلایل پرخاشگری است.

 یکی از مهم ترین دلایلی که باعث پرخاشگری فرد می شود این است که فرد قدرت تامین نیازها را ندارد یعنی زمانی که به نیاز هایی مثل محبت، توجه و احترام پاسخ داده نشود فرد احساس ناکامی می‌کند و آن را با خشم و عصبانیت نشان می دهد.

هرگز مقابله به مثل نکنید و پاسخ او را با ناسزا و بددهنی ندهید زیرا باعث بدتر شدن اوضاع می شود.

 اگر همسرتان کوچک ترین رفتار مثبتی از خود نشان می دهد او را تشویق کنید و احساسات خوب خود را درمورد این موضوع بیان کنید.

  • اگر همسرتان در وضعیت روحی مناسب قرار گرفت او را از تاثیرات منفی خشم و عصبانیت اش اگاه کنید.
  •  اگر همسرتان دوستان ناباب و بد دهن دارد سعی کنید با بهترین روش ارتباط او رابا آن ها قطع کنید و ارتباط با افرادی که خلق و خوی مناسبی دارند را افزایش دهید.
  •  به خودتان مسلط باشید.

 اگر شما نتوانید هیجانات خود را کنترل کنید واکنش های نامناسبی در برابر این رفتارها از خود نشان می دهید و ناخواسته باعث به وجود آمدن مشکلات بزرگ تری می شوید.

  • به هیچ وجه مقابله به مثل نکنید

 یکی از بزرگ ترین اشتباهات این است که شما پا به پای همسرتان فریاد بکشید حتی اگر حق با شما باشد این کار باعث بدتر شدن اوضاع خواهد شد و هیچ نتیجه مثبتی برای شما به همراه ندارد.

  • سکوت کنید

یکی از روش هایی که معمولاً تمام روانشناسان و متخصصین به آن تاکید می‌کنند سکوت کردن است. این سکوت نباید جنبه بی احترامی و بی توجهی داشته باشد بلکه به معنای این است که شما باید خشم و عصبانیت خود را کنترل کنید و زمانی که آرام بودید صحبت کنید همیشه راهی برای بازگشت داشته باشید.

  • او را سرزنش یا قضاوت نکنید

 ممکن است همسر شما به دلایل مختلفی عصبانی و ناراحت باشد متاسفانه یکی از رفتارهای اشتباهی که زوجین انجام می دهند سرزنش و قضاوت است، آن ها معمولاً از کلمات نادرستی مثل «تقصیر خودت بود»« چقدر گفتم انجام نده»« تو همیشه خراب می کنی» استفاده می کنند که باعث عصبانیت بیشتر طرف مقابل می شود.

  • از فریادهای همسرتان نترسید

یکی از راهکارهای برخورد مناسب با همسر این است که در مقابل رفتارهای همسرتان آرامش خود را حفظ کنید و با خونسردی رفتار کنید ترسیدن یا گریه هیچ کمکی به شما نخواهد کرد.

  • او را دعوت به آرامش نکنید

 شما می دانید که اگر به فرد افسرده بگویید شاد باش یا مشکلی پیش نیومده اوضاع بدتر خواهد شد. در مورد افراد عصبی هم به همین شکل است سعی نکنید به او بگویید آرامش خودتو حفظ کن یا مسئله مهمی نیست زیرا تاثیر مثبتی روی آن ها نخواهد داشت.

  • سعی نکنید او را متقاعد کنید

 برای این که همسر خود را عصبانی نکنید دست از تلاش برای متقاعد کردن او بردارید در عصبانیت هر حرف و حرکتی حتی اگر درست باشد پذیرفته نمی شود.

  • اجازه ندهید مرز ها شکسته شوند

 عصبانیت و پرخاشگری همیشه با توهین همراه نیست اگر همسر شما از موضوعی ناراحت و عصبانی است سعی کنید به حرف های او گوش دهید و سکوت کنید تا او آرام شود اگر او در هنگام صحبت کردن به شما توهین کرد به او گوشزد کنید.

  • در آرامش با یکدیگر صحبت کنید

 زمانی که هر دو طرف در موقعیت و شرایط مناسبی قرار دارند می توانند با هم صحبت کنند و بهترین نتیجه را بگیرند. در این شرایط بهتر است ابتدا نقاط قوت همسر خود را بیان کنید و به او بگویید که قدردان زحمت های او هستید و در پایان به او بگویید که از رفتارهای پرخاشگرانه او ناراحت هستید و این پرخاشگری می تواند در روحیه کودکان شما تاثیر بگذارد.

 منبع : پرخاشگری همسر | علت عصبانیت و بداخلاقی همسرتان




:: بازدید از این مطلب : 60
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 08 فروردین 1400 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : fahimeharati

 

خشم نوعی احساس طبیعی می باشد و حاصل حالت های هیجانی، فیزیولوژیکی و شناخت ما می باشد. زمانی که فرد با مشکلات و شکست رو به رو می شود احساس خشم پیدا می کند. بنابراین یادگیری مهارت های ابراز خشم اهمیت زیادی دارد.

وقتی فرد خشمگین می شود، رفتارهای پرخاشگرانه نشان می دهد که به خاطر خشم و  ناراحتی او به وجود می آید.

فرد با رفتار پرخاشگرانه خود می خواهند به صورت کلامی یا جسمی به دیگران آسیب برسانند و معمولا احساس ناامنی دارد.

هنگامی که این افراد با شکست و ناکامی مواجه می شود احساس می کند امنیت لازم را ندارد و خود را در خطر نابودی می بینند.

ممکن است فرد به صورت منطقی خشم خود را بروز ندهد و از پرخاشگری و خشمگین شدن جلوگیری کند اما اگر به طور آگاهانه از بروز خشم جلوگیری کند ممکن است خشم او به شکل نامناسبی سرکوب شود.

اما فرد باید بداند که با واپس زدن و ابراز نامناسب، خشم او ناپدید نمی شود بلکه ممکن است به طور ناگهانی در فرد ایجاد شود و مشکلاتی برای او به همراه داشته باشد.

پیشنهاد مشاور:چرا خشونت و پرخاشگری خوب است؟

عوارض سرکوب خشم

سرکوب خشم می تواند پیامد های زیر را به دنبال داشته باشد.

  • نرسیدن به خواسته ها و اهداف شخصی

بر اساس نظر روانشناسان افرادی که نسبت به وضعیت موجود اعتراض ندارند و خشم خود را بروز نمی دهند باید وضعیت فعلی خود را بپذیرند و بدون هیچ عکس العمل خاصی با موقعیت کنار بیایند.

هنگامی که افراد خشم خود را ابراز نمی کنند باید ساکت و آرام باشند و ناکامی ها را تحمل کنند تا دیگران اوضاع را بر اساس نظر و میل خود ادامه دهند. علاوه بر این، فرد باید نسبت به خواسته های خود چشم پوشی کند و به خواسته ها و اهداف خود نمی رسند.

  • نادیده گرفتن بخشی از هویت انسانی

بر اساس نظر روانشناسان خشم نوعی احساس طبیعی می باشد و فرد باید باید بتواند خشم خود را به راحتی به روز دهد وگرنه شخص کامل و سالمی نیست.

کسی که خشم خود را ابراز نکند عزت نفس خود را از بین می برد و عزت نفسش کاهش یابد.

پیشنهاد مشاور: آسیب هایی که پرخاشگری به فرد پرخاشگر وارد می کند

  • خود را هدف خشم خویشتن قرار می دهیم

بسیاری از افراد هستند که هنگامی که از دیگران عصبی هستند خشم خود را نشان نمی دهند، خودخوری می کنند و به خود بد و بیراه می گویند.

در این هنگام آن ها حس می کنند که اگر به خودشان آسیب برسانند خطری کمتری دارد یا نسبت به زمانی که به دیگران آسیب برسانند، کم خطر تر است.

  • ابتلا به بیماری های جسمانی

اگر فرد خشم خود را بروز ندهد برای او مشکلات جسمی و روحی به وجود می آید و ممکن است به بیماری هایی مانند زخم معده، سردرد یا واکنش های حساسیتی مانند انواع آلرژی دچار شود.

  • بروز عوارض روانی

افرادی که خشم خود را می خورند، به دلیل عدم ابراز خشم به مشکلات روانی مانند حالت های عصبی، بیماری های افسردگی و اضطراب دچار می شوند.

خشم سرخورده عامل بسیاری از بیماری ها است برای همین توصیه می شود که خشم خود را سرکوب نکنید.

  • طغیان خشم

اگر فرد به خاطر ترس خشم خود را پس زند و از گفت و گو و رسیدگی به دلیل خشم دوری کند، ممکن است در آینده درگیر خشونت بیش تری شود.

فرد در این هنگام به خاطر غیرمنطقی و افراطی بودن باید تاوان سنگینی را بپردازد زیرا خشم خود را پس زده و یکدفعه درگیر خشم شدید می شود.

واکنش افراطی

زمانی که فرد خشم خود در اکثر موارد پس زده و خشم به مرور زمان روی هم انباشته شود، تحمل او کاهش یافته و ممکن است نسبت به رفتار و گفتار دیگران حساس می شود.

در این هنگام بسیار فرد روحیه حساسی دارد و با کوچک ترین مشکل بسیار خشمگین می شود و عکس العمل افراطی از خود نشان می دهد.

برای درمان این مشکل فرد باید خشم خود را پس نزند و در هر شرایط خشم خود را به صورت بروز دهد. بروز صحیح خشم و آزردگی در زمان و مکان مناسب باعث افزایش آرامش فرد می شود.

سه نوع روش ابراز خشم در افراد

کنترل نکردن خشم چه عوارضی دارد؟

براساس مطالعاتی که روانشناسان بر روی افراد انجام داده اند به این رسیده اند که نوجوانان و بزرگسالان هنگامی که عصبی می شوند و خشم خود را کنترل نمی کنند تمرکز و درک آن ها بسیار کم می شود.

آن ها در هنگام خشمگین شدن دیگر بر روی مسائل اساسی و مهم توجه و تمرکز ندارند، فرد دیگر نمی تواند اطلاعات را به خوبی پردازش کند و امکان تفکر سازنده، ارزیابی ساده و استدلال کارآمد در او ضعیف می شود.

در چنین شرایطی که فرد پرخاشگر می شود، رفتار او ممکن است با مشکل به وجود آمده متناسب نباشد و رفتار نادرست او ممکن است باعث شود تا دیگران رنجیده خاطر شوند تا جایی که از نظر ارتباطی با دیگران مشکلاتی برای آن ها به وجود آید.

اگر فرد نتواند به درستی خشم خود را کنترل کند، تمرکز او کاهش می یابد و با توجه به موقعیت ممکن است کارایی فرد کم شده و کاهش یابد.

اگر فرد به طور متوالی و در دراز مدت خشمگین شود، ممکن است به دلیل خشم متوالی اختلالات قلبی و عروقی برای او به وجود آید و احتمال اینکه به سکته قلبی و مغزی دچار شود بسیار زیاد است.

روش های ابراز خشم در افراد چگونه است ؟

رفتار منفعل

هنگامی که فرد خشم خود را بروز نمی دهد و به جای پاسخ دادن به خشم آن را در درون خود پنهان می کند خشم ممکن است به طور ناگهانی فوران کند.

هنگامی که فرد خشم خود را پنهان می کند می تواند با روش هایی مانند دلیل تراشی، اظهار ناتوانی، فراموش کاری، یا انجام ندادن خواسته فرد مقابل خشم خود را نشان دهد.

به طور مثال همسر شما ممکن است در برابر رفتارهای شما عصبانی نشود اما لباس شما را بسوزاند یا ظرف ها را بشکند.

رفتار پرخاشگرانه

این رفتار هنگامی صورت می گیرد که فرد خشمگین است اما نمی تواند خشم خود را کنترل کند و در تلاش است که به شخص یا چیزی صدمه بزند.

در این هنگام فرد نمی تواند احساسات خود را کنترل کند و ممکن است از طریق توهین، طعنه، برچسب و تحقیر و حتی درگیری های فیزیکی و رفتارهای خصمانه خشم خود را بروز دهد.

در این واکنش ها فرد حقوق دیگران را زیر پا گذاشته و آن را پایمال می کند.

پرخاشگری فیزیکی بیش تر در مردان و کودکان و پرخاشگری کلامی در زنان و نوجوانان دیده می شود. البته نمی توان این موضوع را یک قانون دانست.

رفتار قاطعانه

بر اساس گفته روانشناسان افرادی که رفتار قاطعانه دارند می توانند افکار و نظرات خود را به خوبی بیان کنند هم چنین می توانند احساسات خود را ابراز کرده و آن ها را توصیف کند.

افرادی که رفتار سالم دارند سعی می کنند تا از دیگران حقی گرفته نشود. آن ها بر روی اعتقادات خود باقی می ماند و بدون ترس و اضطراب نظرات، احساسات و انتقادات خود را بیان می کند. آن ها به خوبی و با احترام نظرات خود را بیان می کند و در این حال حق دیگران را محترم می شمارند.

منبع : روش های ابراز و کنترل خشم در افراد



:: بازدید از این مطلب : 68
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 26 اسفند 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : fahimeharati

 

آیا کسی که بیشتر از حد معمول به پاکیزگی توجه می کنند وسواسی است؟ آیا وسواس همسرتان شما را آزار می دهد؟ در این مقاله به نشانه ها و راه های مقابله با وسواس همسر پرداخته شده است.

وسواس یکی از آزاردهنده ترین و پیچیده ترین اختلالات و زیر مجموعه ی بیماری های اضطرابی است.

به طور کلی وسواس فکر، احساس، اندیشه یا تصویر ذهنی مزاحم است و اجبار هم رفتاری آگاهانه می باشد که به آن اختلال وسواسی اجباری است.

ریشه وسواس اضطراب است و به دو شکل زیر خود را نشان می دهد:

  1. فکری
  2. عملی

معروف ترین نوع وسواس عملی

  • وسواس شستشو

معروف ترین نوع وسواس است شامل چک کردن بیش از اندازه همه چیز، کنترل های مداوم می شود.

وقتی همسر شما دائما اصرار دارد که دست های شما کثیف است، بیش از اندازه همه چیز را می شوید، ساعت ها حمام او طول می کشد و به طور کلی زندگی را برای افراد جهنم می کند این حق طبیعی شما است که از این وضعیت خسته شوید اما باید راه حلی برای برطرف کردن این موضوع پیدا کنید.

همسر شما فقط دچار اختلال وسواس است پس نباید عشق و محبت شما نسبت به او کم شود.

هنر زندگی با یک بیمار وسواسی

شما باید به این نکته توجه داشته باشید که فرد وسواسی از این کار خود لذت نمی برد بلکه یک نیروی درونی او را وادار می کند که این کارها را انجام دهد در حقیقت همسر شما بیمار است.

 وقتی که به او به چشم یک فرد بیمار نگاه کنید بیشتر مراقب او هستید تا وقتی که فکر کنید قصد آزار و اذیت شما را دارد.

 بگذارید برای شما مثالی بزنم:

 شاید برای شما پیش آمده باشد که بگویید چرا شیر آب ساعت هاست که باز است همسر شما دست های خود را می شوید. این درحالی است که همسر شما درست زمانی که قصد بستن شیر آب را دارد تصور می کند کسی به او می گوید دست های تو کاملاً تمیز نشده است ممکن است بیمار شوی و به ناچار مجبور است دوباره دست هایش را بشوید و حتی ممکن است از شوینده های بیشتری استفاده کنند و بار دیگر دست هایش را بشوید و بار دیگر که می خواهد شیر آب را ببندد دوباره فکر دیگری به سراغش می آید که اگر نسبت به آن بی توجه باشد احساس عذاب وجدان و اضطراب می‌کند.

 اگر به عنوان یک فرد بیمار به این داستان نگاه کنید حس می کنید که چه لحظات سخت و دردناکی را پشت سر می گذارد و به جای اینکه از او ناراحت و عصبانی باشید حس دلسوزی پیدا می کنید بنابراین بهتر است به عنوان کسی که همراه و همدم او است در مورد این بیماری مطالعه کنید حتی می توانید از افراد با تجربه و آگاه کمک بگیرید.

به این نکته توجه داشته باشید که همان طور گفته شد وسواس نوعی بیماری اضطرابی است که باعث بر هم خوردن آرامش می شود پس شما باید کاری کنید که استرس او کمتر شود زیرا اگر اضطراب بیشتری را تجربه کند کارهای وسواسی بیشتری از خود نشان می دهد.

 کمک کنید تا به مشاور مراجعه کند و علت این رفتارها را شناسایی و به دنبال درمان باشد گاهی برای این بیماری دارو تجویز می شود بنابراین صبور باشید و عجله نداشته باشید.

البته تجویز دارو به معنای این نیست که شما با خوردن چند قرص مشکلاتتان برطرف می شود.

پیشنهاد مشاور: وسواسی ها را بشناسید

مشکلات روحی روانی معمولاً نیاز به دوره درمان بیشتری دارد.

زندگی با یک فرد وسواسی سخت و دشوار است اما هر مشکلی راه چاره ای دارد فقط کافی است که به دنبال درمان باشید و صبوری کنید.

همسر وسواسی

 زن های وسواسی بخوانند

 زنی که دچار وسواس باشد فکر می کند که همسرش به او خیانت می کند و نسبت به همه چیز شکاک است اگر دیر به خانه بیاید حتما به دنبال فلان کار رفته است، اگر به فلان خانم احترام گذاشته حتماً با هم رابطه ای دارند، چون در ماشینش سنجاق سر پیدا کردم معلوم است دختری همراه او بوده است

اگر همسرش به حمام می رود یعنی به او خیانت کرده، اگر به او اجازه نمی‌دهد پیام و نوشته هایش را بخواند یعنی پای شخص دیگری در میان است چون محبتی به من ندارد یعنی محبت را خرج شخص دیگری می کند.

اگر فالگیری می گوید که زنی مو بور، بلند قامت با شما دشمنی می کند می گوید هووی من است و شوهر من به من خیانت می کند. 

خانم های وسواسی قصد دارند با این افکار بی پایه و اساس خیانت همسرانشان را اثبات کنند.

حس بدبینی در آن ها به اندازه می شود که آن ها یقین پیدا می کنند حتماً خیانتی صورت گرفته و دائما در مورد بی وفایی و خیانت مردان در جمع صحبت می کنند.

 همین موضوع باعث می شود که کم کم بد اخلاقی ها و ناسازگاری ها آغاز شود. به امور خانه نمی پردازد، هر روز دعوا و درگیری پیش می آید، نسبت به همسر خود بی اعتماد می شود، او را تعقیب می کند، جیب های او را می گردد، تمام کارهای او را کنترل می کند و هر اتفاقی را خیانت می داند.

 با این نوع رفتار، زندگی را برای همسر و خودش سخت می کند.

خانه باید محلی برای آرامش باشد ولی همسر وسواسی آن را به جهنمی تبدیل می کند که همه اعضای خانواده را می سوزاند.

هر چقدر هم همسرش برای او دلیل بیاورد حتی قسم بخورد که هیچ خیانتی نمی‌کند هرگز قانع نمی شود.

 اگر این مشکل برطرف نشود و افراد به زندگی ادامه دهند تا آخر عمر مشکلات باقی می ماند و اگر نسبت به یکدیگر سرسخت باشند باعث جدایی  آن ها می شود.

 اگر مرد به این موضوع فکر کند که با طلاق همسرش همه چیز پایان می یابد و دوباره ازدواج می کند و زندگی آرامی را تجربه خواهد کرد باید بداند که چنین چیزی امکان پذیر نیست چون با ازدواج دیگر با مشکلات جدیدتر روبرو خواهد شد.

آیا طلاق گرفتن باعث آرامش می شود؟

 شاید زن فکر کند که با طلاق از همسرش انتقام گرفته است ولی او باعث بدبختی خود شده است، شاید دیگر هیچ همسری پیدا نکند، آرامش خود را از دست بدهد یا مجبور شود با مردی ازدواج کند و در فراق فرزندانش بسوزد یا مجبور به بزرگ کردن فرزند دیگران باشد و مشکلات بیشتری برای او بوجود آید.

 بنابراین قهر، دعوا، طلاق و جدایی نمی تواند بهترین راه حل باشد.

 زن و مرد باید دست از سر لجبازی بردارند و منطقی نسبت به موضوع نگاه کنند از  آن جایی که مرد مسئولیت بیشتری در قبال خانواده دارد باید کمی صبور تر باشد و تلاش کند که همسرش از این بیماری نجات پیدا کند.

آقایان به این نکته توجه داشته باشید که همسرتان در عین حال که وسواس دارد شما را دوست می دارد، به زندگی و فرزندانش علاقه دارد. اما قطعا شما از این موضوع رنج می  برید ولی بدانید که او هم ناراحت است.

توجه داشته باشید که اگر به شما علاقه ای نداشت هرگز حسادت نمی کرد.

 او دوست ندارد که اوضاع به این شکل باشد. این بیماری مانند بیماری های ساده مثل سردرد، دل درد، زخم معده نیست بلکه یک بیماری عصبی می باشد.

 شما اگر به یک روانشناس مراجعه کنید خواهید دید که با چنین فردی چه دلسوزانه برخورد می شود و با دیدی انتقام جویانه رفتار نمی شود. 

پس به او به چشم یک بیمار نگاه کنید و در مقابله ناسازگاری هایش صبوری کنید، عکس العمل های شدید از خود نشان ندهید، داد و فریاد نکنید، دم از طلاق و جدایی نزنید. این کارها نمی تواند باعث بهبود اوضاع شود بلکه شرایط را شدید و پیچیده تر می‌کند.

 راه اول:

تو باید عشق خود را به او نشان دهی، ممکن است از این شرایط ناراحت باشد ولی چاره ای نیست. باید به گونه‌ای رفتار کنی که او مطمئن شود تو عاشق او هستی و هیچ کس جای او را نمی گیرد.

راه دوم:

سعی کن با او به تفاهم برسی، هرگز از او چیزی را پنهان نکن و  اجازه بده پیام هایت را بخواند.

مراقب حرکات خود باش، بگذار جیب های تو را بگردد، اگر در طول روز کاری برای انجام دادن نداری زودتر به خانه برو، اگر نتوانستی سر ساعت به خانه بروی علت دیر آمدنت را به او توضیح بده، مراقب کارهایت باش و هرگز  به همسرت دروغ نگو، اگر کاری انجام دادی که باعث شک و بدبینی همسرت می‌شد همان موقع بدون ترس آن را توضیح بده.

 راه سوم :

شاید شما فردی باشید که هرگز قصد خیانت به همسر خود را نداشته باشید ولی بدان که گاهی کارهای خود فرد باعث بدبینی می شود. لازم است که کمی در رفتارهای خود دقت داشته باشید و علت بدبینی همسر خود را پیدا کردهو آن را برطرف کنید. اگر با خانم های اطراف خود شوخی داری این کار را ترک کن چه لزومی دارد که با خانم های اطراف شوخی و خنده داشته باشی که همسرت چنین برداشتی داشته باشد.

 اگر همسر شما فردی بدبین است لزومی ندارد که شما منشی زن بگیرید زیرا باعث بدبینی او خواهید شد.

 در مهمانی ها با خانم ها گرم نگیرید و زمانی که کنار همسر خود هستید از زنان دیگر صحبت نکنید هرگز به آن ها نگویید که مگر من اسیر و برده تو هستم که هر چه می گویی گوش دهم  شما مرد عاقلی هستید که نسبت به همسر خود متعهد هستید پس باید با عقل و منطق بیماری او را درمان کنید.

باید این بیماری را که باعث این مشکلات شده برطرف کنید تا هم همسرتان و هم فرزندانتان را از غم و اندوه نجات دهید.

 باید بدانید که اگر شما نسبت به همسر خود صبوری کنید و به دنبال درمان همسر باشید تا زندگی خود را بهبود ببخشید نزد خدا پاداش بزرگی خواهید داشت.

اختلال وسواس فکری

زنی که دچار وسواس باشد فکر می کند که همسر او به او خیانت می کند. در این شرایط بهتر است از راه های زیر استفاده کنید.

اولین راه

شما باید بدانید که برای اثبات خیانت همسرتان نیاز به دلیل و مدرک دارید و تا زمانی که نتوانستید آن را قطعی اثبات کنید حق ندارید او را متهم کنید، شما حق ندارید به خاطر یک احتمال، شخص بی گناهی را مورد سرزنش قرار دهید و او را متهم به خیانت کنید.

 دست از از نادانی بردار عاقل باش، زمانی که ناراحت و عصبی نیستی فکر کن شواهد را در نظر بگیر روی کاغذی  آن ها را یادداشت کن و مانند یک قاضی با آن رفتار کن.

 در مورد دلایلت کمی فکر کن و اگر دیدی این دلایل کافی نیستند و نمی توانی به آن ها یقین داشته باشی زندگی را به کام خود و شوهرت تلخ نکن.

اگر همسرت دیر به خانه می آید نشان دهنده خیانت او نیست شاید او مشغول به کاری باشد یا به دیدار اقوام و دوستانش رفته باشد، در جلسه علمی یا دینی شرکت کرده باشد.

اگر شخصی از خوشتیپی و خوش اخلاقی همسرت صحبت کرد آن را دلیلی بر خیانت ندان، خوش اخلاقی دلیل خیانت نیست اگر همسرت بداخلاق باشد هیچ کس با او همنشین نمی شود.

 اگر همسرت به زنی بیوه کمک می‌کند نشان‌دهنده علاقه او به آن فرد نیست بلکه ممکن است به دلیل خیرخواهی او باشد.

 اگر شوهرت کمد مخصوصی دارد نشان دهنده این نیست که قصد پنهان کردن چیزی از شما را دارد برخی افراد دوست ندارند کسی از کارهایشان باخبر شود یا شاید شغل آن ها به گونه ای است که نباید کسی از آن خبر داشته باشد به هر حال در زندگی ممکن است اتفاقاتی بیفتد ولی دلیل بر خیانت نمی باشد.

منبع : همسر وسواسی را درمان کنید



:: بازدید از این مطلب : 54
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 اسفند 1399 | نظرات (0)

data-aos="flip-right"
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران